وقتی به تو می‌گویند “افسرده”، در واقع چه می‌خواهند بگویند؟ نگاهی که همه چیز را تغییر می‌دهد

روایت درمانی و نقش برچسب زدن
واقعا چه حسی داره وقتی به ما برچسب می‌زنند؟


آیا برچسب “افسردگی” تمام هویت شما را پنهان کرده؟ این مقاله به شما می‌آموزد که چطور با روایت درمانی معاصر، داستان زندگی خود را از نو بنویسید و از محدودیت برچسب‌ها رها شوید.


 

گاهی تنها یک کلمه می‌تواند دنیای درونتان را زیر و رو کند.
“افسرده”؛
این واژه تنها یک برچسب پزشکی نیست. بار عاطفی، فرهنگی و اجتماعی قدرتمندی دارد که می‌تواند به تدریج تمام هویت یک فرد را تحت الشعاع قرار دهد. اما آیا واقعاً این کلمه — یا هر برچسب مشابه دیگری — می‌تواند تمام داستان زندگی شما را تعریف کند؟

در دنیای روانشناسی مرسوم، تشخیص‌ها و برچسب‌هایی مانند “افسردگی”، “اضطراب” یا “بیش‌فعالی” اغلب به عنوان نقطه پایان در نظر گرفته می‌شوند. گویی همه رنج‌ها، همه تجربه‌های پیچیده انسانی، در قالب چند کلمه خلاصه می‌شوند.
اما یک سؤال ساده و در عین حال عمیق وجود دارد:
آیا شما واقعاً “افسرده” هستید — یا این که “افسردگی” بخشی از داستان زندگی شما شده است؟

در این مقاله، با نگاهی بر اساس روایت درمانی معاصر — رویکردی انسانی و امیدبخش تحت آموزش‌های مستقیم دکتر سیمون لاندکوئیست — به شما نشان می‌دهیم که چرا و چگونه می‌توانید از محدودیت برچسب‌ها رها شوید و بار دیگر نویسنده زندگی خود باشید.


بخش اول: بار سنگین یک برچسب — وقتی یک کلمه، همه چیز می‌شود

وقتی به فردی گفته می‌شود “شما افسرده هستید”، این پیام ناخواسته را نیز به همراه دارد:
“این حالتی است که شما هستید. این هویت شماست.”

این برچسب‌ها به سرعت تبدیل به عینکی می‌شوند که از پشت آن، خودتان، اطرافیان و حتی درمانگرتان به شما نگاه می‌کنند. هر غمگینی، هر بی‌حوصلگی، هر روز سخت، تحت سایه همین یک کلمه تفسیر می‌شود.
به مرور زمان، فرد باور می‌کند که:

· من “بیمار” هستم.
· من “ناقص” هستم.
· این حالتی است که همیشه خواهم داشت.

اما حقیقت این است:
شما بسیار فراتر از یک برچسب هستید.

سیستم‌های رایج تشخیصی مانند DSM، اگرچه برای دسته‌بندی و استانداردسازی طراحی شده‌اند، اما هرگز قادر به درک عمق، پیچیدگی و منحصر به فرد بودن داستان زندگی یک فرد نیستند. آن‌ها داستان شما را به یک “پرونده پزشکی” تقلیل می‌دهند.

بخش دوم: روایت درمانی معاصر — یک انقلاب آرام در درک انسان

روایت درمانی معاصر — بر پایه آموزه‌های پایه‌گذارانش مایکل وایت و دیوید اپستون و توسعه‌یافته توسط استادانی چون دکتر سیمون لاندکوئیست — به کلی با این نگاه مرسوم متفاوت است.

در این رویکرد، “مشکل، مشکل است — نه فرد.”

یعنی:
شما “افسرده” نیستید.
بلکه “افسردگی” — به عنوان یک مشکل — وارد زندگی شما شده و بر بخش‌هایی از آن تأثیر گذاشته است.

استعاره آسمان و ابر: شما کیستید واقعاً؟

 

 داستان ت چیست؟ با درمان روایتی این برچسب‌ها را بازنویسی می‌ کنیم و روایت زندگی‌مان را از نو، انسانی‌تر و رها از هویتِ «بیمار» می‌سازیم

 

اجازه دهید یک تصویر واضح و ملموس ارائه دهیم:


“افسردگی مانند یک ابر بزرگ، تیره و طوفانی است که آسمان زندگی شما را پوشانده است.
اما شما آن ابر نیستید.
شما آن آسمانِ پهناور، آرام و روشن در پشت ابر هستید — همیشه حاضر، همیشه پابرجا.”

کار ما در روایت درمانی، کمک به شما برای “کنار زدن این ابر” و باز با آسمان بیکران وجودتان است.

دکتر سیمون لاندکوئیست در این زمینه تأکید می‌کنند:

“هدف ما در روایت درمانی معاصر، پرسیدن ‘چه مشکلی داری؟’ نیست. پرسش واقعی این است:
‘این مشکل چطور توانسته زندگی تو را تحت تأثیر قرار دهد؟
و تو — به عنوان یک انسان مقاوم و توانمند — چطور تا امروز در برابر آن ایستاده‌ای؟'”

این تغییر کوچک در پرسش، دنیایی از تفاوت ایجاد می‌کند.
چرا که شما را از یک “شیء بیمار” به یک “فاعل قدرتمند” در زندگی خود تبدیل می‌کند.

بخش سوم: چرا جدا کردن هویت از مشکل، اینقدر قدرتمند است؟

وقتی مشکل از هویت فرد جدا شود، فضای تازه‌ای برای حرکت و تنفس ایجاد می‌شود.
ناگهان متوجه می‌شوید:

· شما با “افسردگی” تعریف نمی‌شوید.
· شما تاریخچه، روابط، آرزوها، استعدادها و لحظه‌های قوی زیادی دارید که هیچ ربطی به این مشکل ندارند.
· شما می‌توانید به مشکل خود “نگاه” کنید — بدون این که “همان” باشید.

این فرآیند “برونی‌سازی” نام دارد — یعنی قرار دادن مشکل در بیرون از وجود فرد — و سنگ بنای روایت درمانی است.

یک تمرین کوچک برای شروع سفر شما

اگر احساس می‌کنید زیر بار یک برچسب خم شده‌اید، این سؤال‌ها را از خود بپرسید — ترجیحاً با نوشتن:

سبک زندگی بدون شبکه‌های اجتماعی

برای داشتن یک زندگی رضایت بخش به رسانه های اجتماعی به شکل گسترده نیاز ندارید. اختصاص زمان کمتر به رسانه‌های اجتماعی به شما کمک می‌کند تا زمانی را که نمی‌دانستید دارید بازیابی کنید—زمانی که می‌توانید صرف چیزهایی کنید که واقعاً شما را خوشحال می‌کند. چه تصمیم گرفته اید که آن را به طور کامل کنار بگذارید یا آن را کاهش دهید، به دنبال جایگزین هایی برای کارهایی باشید که معمولاً در رسانه های اجتماعی انجام می دهید. جایگزینی اوقات بیکاری با فعالیت ها و تعاملات اجتماعی مثبت، که هم شما را خوشحال می‌کند و هم بدون رسانه های اجتماعی در ارتباط باقی می‌مانید.

 

تا قبل از اینک شبکه‌های اجتماعی بلای جان شما شود آنها را ترک کنید.

 

شبکه‌های اجتماعی را ترک کنید.

1. اکانت های شبکه های اجتماعی خود را غیرفعال کنید. اگر حساب های خود را غیرفعال کنید یا به طور کلی از شر آن خلاص شوید، ممکن است برای شما آسان تر باشد که از رسانه های اجتماعی استفاده نکنید. اکثر سایت های شبکه‌های اجتماعی به شما این امکان را می دهند که در صورت تمایل به بازگشت، به جای حذف کامل حساب خود، آن را غیرفعال کنید.

  • حذف اکانت اینستاگرام
  • یک حساب توییتر را حذف کنید
  • اکانت فیسبوک را غیرفعال کنید
  • یک حساب YouTube را حذف کنید
  • یک حساب کاربری لینکدین را حذف کنید

 

 

 

 

بهترین راه از بین رفتن عادت باز کردن شبکه های اجتماعی پاک کردن تا حتی برای مقطعی هست!

 

2. برنامه های رسانه های اجتماعی را از تبلت یا گوشی هوشمند خود حذف کنید. هر بار که به سراغ تلفن خود می روید و برنامه فیس بوک را می بینید، در معرض وسوسه قرار می گیرید. حذف این برنامه‌ها باعث می‌شود از رسانه‌های اجتماعی دور بمانید و بر آنچه برای شما مهم‌تر است تمرکز کنید.

3. وب سایت های رسانه های اجتماعی را در مرورگر خود مسدود کنید. اگر برای شما سخت است که روی وب سایت های رسانه های اجتماعی کلیک نکنید، یک افزونه مرورگر را دانلود کنید تا سایت ها را مسدود کنید.

  • اگر این یک مرحله افراطی به نظر می رسد، فقط تا نیمه راه بروید. این سایت‌ها را فقط در مرورگر وب اصلی خود مسدود کنید، بنابراین همچنان می‌توانید در جاهای دیگر به آنها دسترسی داشته باشید. اگر ترجیح می دهید، می توانید زمان صرف شده در وب سایت های خاص را به جای مسدود کردن کامل آنها را محدود کنید.
  • در صورت نیاز، می توانید این سایت ها را در آیفون خود نیز مسدود کنید.

 

4. روتین روزمره (روال) خود را تغییر دهید تا از رسانه های اجتماعی دوری کنید. برخی از افراد به محض اینکه صبح از خواب بیدار می شوند، در زمان استراحت در محل کار یا مدرسه و در حالی که به خواب می روند، حساب های شبکه های اجتماعی خود را چک می کنند. به این فکر کنید که چه زمانی تمایل دارید به رسانه های اجتماعی نگاه کنید و سپس فعالیت دیگری برای پر کردن آن زمان پیدا کنید.

  • در حین خوردن وعده های غذایی، سعی کنید روی غذا تمرکز کنید. به طعم و بافت فکر کنید. اگر با دیگران غذا می خورید، به جای نگاه کردن به تلفن خود، با آنها صحبت کنید.
  • وقتی دوست دارید با کسی صحبت کنید، این کار را حضوری انجام دهید. اگر کسی در اطراف نیست، سعی کنید به یک کافه یا مکان شلوغ دیگری بروید که ممکن است افراد برای گپ زدن در دسترس باشند.
  • گوشی خود را در شب از خود دور نگه دارید. این نه تنها شما را از استفاده از رسانه های اجتماعی باز می دارد، بلکه ممکن است راحت تر به خواب بروید.

 

گاهی پیدا کردن دوستان جدید یا گسترده کردن ارتباط با دوستان دیگر هم حال ما را بهتر می‌کند و هم سبب فاصله ما از شبکه های اجتماعی می‌شود

 

2. یک جایگزین برای شبکه‌های اجتماعی پیدا کنید.

  1. یک ورق کاغذ و یک خودکار بیرون بیاورید. وقتی در مورد شبکه‌های فکر می‌کنید، متوجه می‌شوید که هم چیزهای مثبت و هم منفی در مورد آن وجود دارد. اگر رسانه های اجتماعی مزایای خود را نداشتند، زمان زیادی را با آن نمی گذراندید! برای شاد زیستن بدون رسانه های اجتماعی، باید چیزهای مثبت آن را با چیزهای مثبت جایگزین کنید. با تهیه چند لیست شروع کنید.

2. فهرستی از چیزهای خوب در مورد استفاده از رسانه های اجتماعی بنویسید. چه چیزی را در رسانه های اجتماعی دوست دارید؟ از مثال های عینی استفاده کنید، مانند:

  • “من می توانم با دوستانم که دور زندگی می کنند در تماس باشم.”
  • “من می توانم از اتفاقاتی که در منطقه من رخ می دهد مطلع شوم.”
  • “من یاد تولد دوستانم می‌افتم.”

3. راه هایی را برای انجام این کارها بدون رسانه های اجتماعی فهرست کنید. اکنون که فهرستی از نکات مثبت رسانه‌های اجتماعی دارید، بیاموزید که چگونه می‌توانید آن وظایف را بدون اتصال به رایانه یا تلفن همراه انجام دهید (یا این احساسات را به دست آورید). مثلا:

  • “من برای دوستان دورم نامه می فرستم و قصد ملاقات دارم.”
  • من رویدادها را در روزنامه یا با پرسیدن از دوستانشان پیدا خواهم کرد که چه کار می کنند.
  • “من لیستی از تولدها تهیه می کنم و آن را به دیوارم می چسبانم.”

4. فهرستی از چیزهایی که در استفاده از رسانه های اجتماعی دوست ندارید تهیه کنید. اکنون فهرستی از چیزهای مشخصی که شما را در مورد رسانه های اجتماعی آزار می دهد تهیه خواهید کرد. کارهایی را که به دلیل زمانی که در رسانه های اجتماعی می گذرانید انجام نداده اید یا تمام نکرده اید در نظر بگیرید. مثال ها:

  • من از رسانه های اجتماعی به جای [کاری که شما دوست دارید انجام دهید] استفاده می کنم.
  • من به دلیل استفاده از شبکه های اجتماعی به اندازه کافی نمی خوابم.
  • وقتی به شبکه‌های اجتماعی نگاه می‌کنم احساس ناامنی می‌کنم.»

5. راه هایی را برای بهبود نکات منفی با ترک رسانه های اجتماعی فهرست کنید. اگر شبکه های اجتماعی را ترک کنید، چگونه آن چیزهای منفی در زندگی شما به مثبت تبدیل می شوند.

  • “من زمان بیشتری برای انجام [کاری که شما دوست دارید انجام دهید] خواهم داشت.”
  • “اگر به شبکه های اجتماعی نگاه نکنم، می توانم زودتر بخوابم.”
  • “اگر چیزهایی را که باعث می شود در رسانه های اجتماعی احساس ناامنی کنم، نبینم، نسبت به خودم احساس بهتری خواهم داشت.”

 

نوشتن هم حال ما رو خوب می کنم میتونم درباره اینکه چرا اینقدر به شبکه های اجتماعی وابسته شدم بنویسم

 

6. خودتان را به یک سرگرمی جدید بیاندازید. علاوه بر اینکه در کاری واقعاً خوب می شوید، اختصاص زمان به یک سرگرمی جدید به شما کمک می کند زمان بیکاری را که زمانی با رسانه های اجتماعی پر می کردید پر کنید. داشتن یک سرگرمی همچنین خلاقیت شما را تقویت می کند و مغز شما را فعال نگه می دارد. اگر در فکر کردن به یک سرگرمی جدید مشکل دارید، به برخی از این ایده ها نگاهی بیندازید:

  • هنر: تصویرسازی کمیک، فیلمسازی، ساخت جواهرات، ساخت لباس شخصی، ماکرامه، دکوپاژ، طراحی داخلی، گریم.
  • موسیقی: سینت سایزرهای آنالوگ، گروه کر، ساخت پدال گیتار، تبدیل شدن به یک دی جی.
  • نوشتن: غزل، روزنامه نگاری آماتور، داستان کوتاه، خاطرات شخصی.
  • ورزش: هنرهای رزمی، شنا، رقص، یوگا هوایی.
  • کمک به دیگران: جمع آوری پول برای یک هدف خوب، کمک به افراد غیر بومی در یادگیری زبان شما، آموزش حیوانات خانگی، تقسیم وعده های غذایی با افرادی که فقر را تجربه می کنند.

7. یک دوست مکاتبه ای پیدا کنید. اگر بخشی از چیزی که در مورد رسانه های اجتماعی دوست دارید این است که ملاقات با مردم چقدر آسان است، در عوض به دنبال یک دوست باشید. هنگامی که به دنبال یک دفترچه و قلم می گردید، به چیزهایی فکر کنید که شما را به نوشتن برای شخص جدید علاقه مند می کند. احتمالاً متوجه خواهید شد که دریافت چیزهای جالب در صندوق پستی خود هیجان انگیزتر از هر چیز دیگری است.

8. در جریان رویدادهای جاری باشید. از آنجایی که اکثر مردم اخبار خود را از طریق رسانه های اجتماعی دریافت می کنند، ممکن است از این که بدانید راه های دیگری برای ارتباط با رویدادهای جاری وجود دارد، متعجب شوید. بیشتر مناطق هنوز روزنامه چاپ می کنند، که بیشتر آنها را می توانید در وب نیز پیدا کنید. رادیوهای خبری، پادکست‌ها و شبکه‌های خبری تلویزیونی حتی ممکن است شما را در معرض طیف گسترده‌تری از اطلاعات نسبت به آنچه که توسط شبکه‌های اجتماعی شما ارائه می‌شود، قرار دهند.

 

در لایف‌استایل (سبک زندگی) خود حضور شبکه‌های اجتماعی را کمرنگ کنید!

5 راه برای محدود کردن استفاده از شبکه‌های اجتماعی

  • برنامه ها را دور از چشم نگه دارید، بنابراین آنها از ذهن خارج می شوند. …
  • از برنامه هایی استفاده کنید تا به شما کمک کنند زمان خود را در رسانه های اجتماعی محدود کنید. …
  • یک ساعت در هفته را به حداقل یک سرگرمی بدون صفحه اختصاص دهید. …
  • از یک شام بدون تلفن لذت ببرید. …
  • گوشی خود را بیرون از اتاق خواب بگذارید.

عاتوه بر موارد نامبرده به توصیه‌های زیر توجه کنید.

می توانید یک زندگی اجتماعی آفلاین را حفظ کنید.

 

 

مبایل می توانست بهترین دوست انسان پست مدرن باشد، مشکل آنجاست که در استفاده درست آن عاجز شده‌ایم ! اگر باور ندارید شاید اعتقاد دارید چاقو بدترین ابزار در زندگی است

 

1.اطلاعات تماس از دوستان خود را بخواهید. مطالعات نشان می‌دهند که در حالی که رسانه‌های اجتماعی ما را به دیگران متصل نگه می‌دارند، کیفیت روابط حضوری ما را کاهش می‌دهند. می توانید این روابط را با جمع آوری شماره تلفن و آدرس از افرادی که برایتان مهم هستند تقویت کنید. این اطلاعات را در دفترچه آدرس یا سازمان دهنده شخصی یادداشت کنید و آن را در دسترس داشته باشید.

  • همچنین ایده خوبی است که از آنها بپرسید که چگونه دوست دارند با شما تماس بگیرند. برخی از افراد ممکن است نسبت به دیگران برای صحبت با تلفن بازتر باشند.
  • افرادی که کمتر با تلفن صحبت می کنند یا برنامه های حضوری انجام می دهند، ممکن است ترجیح دهند از طریق ایمیل ارتباط برقرار کنند.
دور هم جمع بشیم که حالا جمعی مشغول مبایل‌مون بشیم…و اسمش بزاریم دورهمی!!!

 

2. به دوستان و خانواده خود بگویید تلفن های خود را کنار بگذارند. وقتی با کسی وقت می گذرانید، از او بخواهید که رسانه های اجتماعی و پیامک را برای بعد ذخیره کند. احتمالاً احساس خوبی نیست که مجبور شوید برای جلب توجه دوستان خود با رسانه های اجتماعی رقابت کنید. همچنین، شنیدن در مورد آنچه در فیس بوک اتفاق می افتد ممکن است شما را ترغیب کند که قبل از اینکه آماده شوید، برگردید.

 

برنامه ریزی نشان می دهد که ما برای خود ارزش قایلیم و به قدرت زمان که ابدا قابل جایگزنی نیست اعتقاد داریم


3. برای انجام کارها با دیگران برنامه ریزی کنید. داشتن تجربیات مثبت و تعامل با دوستان به شما کمک می کند که هم سالم و هم شاد باشید. وقتی رویدادهای اجتماعی سرگرم کننده ای پیش رو داشته باشید، کمتر احساس انزوا خواهید کرد.

  • ببینید کدام گروه‌ها یا هنرمندان از شهر شما بازدید می‌کنند و سپس برنامه‌ریزی کنید که این رویداد را با دوستان خود ببینید.
  • در مورد کافه ها یا رستوران های خوب منطقه خود تحقیق کنید و از یکی از دوستانتان بخواهید که برای صرف غذا با شما ملاقات کند.
  • یک سفر کمپینگ با گروهی از افراد برنامه ریزی کنید. سعی کنید مکانی را انتخاب کنید که اینترنت در آن غیر قابل دسترس باشد!
  • برای فعالیتی ثبت نام کنید که به شما و یکی از دوستانتان نیاز دارد تا کاری را در زمان مشخصی انجام دهید. به عنوان مثال، کلاس های هفتگی یوگا، فرصت های داوطلبانه، یا گروه های نوشتن.
  • یک پروژه را با گروهی از افراد، مانند یک گروه موسیقی، تیم ورزشی، یا گروه مطالعه زبان خارجی شروع کنید.
ی جوری سرمون رو شلوغ کنیم که یادمون بره که شبکه های اجتماعی هم هست. اکثر افردای که در این فضا هستند وقت آزاد زیادی دارند یا از خواب و استراحت شون می زنند

 

4. خود را مشغول کنید. اگر اغلب وقتی حوصله دارید شبکه های اجتماعی را بررسی می کنید، باید وقت خود را با چیزهایی پر کنید که ذهن شما را متمرکز نگه می دارد. تمیز کنید، مطالعه کنید، به تکالیف یا کارهای عقب‌مانده برسید و یا بیرون بروید. نه تنها از مواردی مانند دوره های آموزشی یا نظافت غفلت نمی‌کنید، بلکه ممکن است وسوسه های رسانه های اجتماعی شما را نیز کاهش دهد.

برای بعضی از ما کافه جایی هست که می‌تونیم خستگی ها رو جا بزاریم و با انرژی متفاوتی برگردیم!


5. در یک کافه یا رویداد معمولی به یک فرد ثابت تبدیل شوید.گشت و گذار اغلب در یک مکان بدون شک شما را با افرادی آشنا می کند که علایق مشترکی دارند. هنگامی که به این رویدادها می روید، برای تشویق گفتگو، آرام، دوستانه و قابل دسترس به نظر برسید.
هر ماه به یک برنامه شاد یا جذاب بروید، و شاید حتی شرکت کنید!
یک گالری هنری را که دوست دارید پیدا کنید و هر ماه به افتتاحیه آنها بروید.
به طور منظم از همان کافه دیدن کنید تا مردم شما را بشناسند.

 


6. به گروهی بپیوندید برای افرادی که علاقه مشابهی دارند. می‌توانید از سایت‌های متفاوت دوستان جدیدی که دوست دارند حضوری داشته باشند، استفاده کنید. ممکن است گروهی را بیابید که هویت خاصی (مانند میراث، شغل، جهت گیری) یا علایق مشترک دارند (مثلاً نقاشی رنگ روغن، ضرب آهنگ، بسکتبال زنان) و همه چیز را در مورد رسانه های اجتماعی فراموش کنید.

 

 

گاهی اوقات کمک گرفتن نشانه قدرته، نه ضعف

 

7. درخواست حمایت کنید. اگر متوجه شدید که نمی توانید از رسانه های اجتماعی دور بمانید، با دوستان و خانواده خود تماس بگیرید. به آنها بگویید چرا می خواهید استفاده از رسانه های اجتماعی را متوقف کنید و از آنها بخواهید که به شما کمک کنند که وقت خود را پر کنید.
اعتیاد به اینترنت می تواند زندگی را تا حد تبدیل شدن به یک اعتیاد جدی مختل کند. اگر احساس شرم می‌کنید و برای دوری از رسانه‌های اجتماعی مشکل دارید، درمان‌گران غیرقضاوت‌کننده و گروه‌هایی وجود دارند که می‌توانند به شما کمک کنند تا اعتیادتان را شکست دهید. به دوستان و خانواده خود بگویید تلفن های خود را کنار بگذارند. وقتی با کسی وقت می گذرانید، از او بخواهید که رسانه های اجتماعی و پیامک را برای بعد ذخیره کند. احتمالاً احساس خوبی نیست که مجبور شوید برای جلب توجه دوستان خود با رسانه های اجتماعی رقابت کنید. همچنین، شنیدن در مورد آنچه در فیس بوک، اینستاگرام و دیگر شبکه های اجتماعی اتفاق می افتد ممکن است شما را ترغیب کند که قبل از اینکه آماده شوید، برگردید.

 

وقتی روانشناس به شما می‌گوید “افسرده” هستید ، چه حسی را تجربه می‌کنید؟ نگاهی که همه چیز را تغییر می‌دهد

آسمان زندگی من تیره و تار هست... چه کنم!

تر

حالم تعریفی نداره… تراپیستم گفت افسرده هستم!

 

آیا لیبل “افسردگی” تمام هویت تو را پنهان کرده؟  این مقاله به شما می‌آموزد چطور با روایت درمانی معاصر، داستان زندگی خود را از نو بنویسید و از محدودیت برچسب‌ها رها شوید.

گاهی تنها یک کلمه می‌تواند دنیای درونتان را زیر و رو کند.

“افسرده”؛

این واژه تنها یک برچسب روان‌شناسی یا روان‌پزشکی نیست. بار عاطفی، فرهنگی و اجتماعی قدرتمندی دارد که می‌تواند به تدریج تمام هویت  فرد را در برگیرد. اما آیا واقعاً این کلمه — یا هر برچسب مشابه دیگری — می‌تواند تمام داستان زندگی شما را تعریف کند؟ می‌تواند از شما یک هویتی متفاوتی بسازد؟ می2تواند حال بد شما را حتی بدتر کند؟

 

در دنیای روانشناسی مرسوم، تشخیص‌ها و برچسب‌هایی مانند “افسردگی”، “اضطراب” یا “بیش‌فعالی” اغلب به عنوان بن‌بست یا یک نقطه پایان در نظر گرفته می‌شوند. گویی همه رنج‌ها،دردها و  تجربه‌های درهم تنیده انسانی، در قالب چند کلمه تخصصی خلاصه می‌شوند.

اما یک سؤال ساده و در عین حال مهم و قابل تفکر بنظر می‌رسد:

آیا شما واقعاً یک فرد “افسرده” هستید — یا این که “افسردگی” بخشی از داستان زندگی شما شده است؟

در این مقاله، با نگاهی بر اساس روایت درمانی معاصر — رویکردی انسانی و امیدبخش تحت آموزش‌های  دکتر سیمون لاندکوئیست — به شما نشان می‌دهیم که چرا و چگونه می‌توانید از محدودیت برچسب‌ها رها شوید و بار دیگر زندگی خود را از اول خلق کنید.

 

با یک برچسب خودم رو در گوشه خانه حبس کردم!

 

 

بخش اول: وقتی بار سنگین یک برچسب —  یک کلمه، همه چیز می‌شود

وقتی به فردی گفته می‌شود “شما افسرده هستید”، این پیام ناخواسته را نیز به همراه دارد:
“این شما هستید. این بخشی یا تمام هویت شماست.”

این برچسب‌ها به سرعت تبدیل به عینکی می‌شوند که از پشت آن، خودتان، اطرافیان و حتی درمانگرتان به شما نگاه می‌کنند. هر غم، درد، و حتی هر کسالت و بی‌حوصلگی تحت سایه همین یک کلمه تفسیر و تعبیر می‌شود.

به مرور زمان، فرد باور می‌کند که:

· من “بیمار” هستم.
· من “ناقص” هستم.
· این حالتی است که همیشه خواهم داشت.

و بد ماجرا آنجاست که برای دیگران تعریف می‌کنند و آنهایی هم که نمی‌دانند هر روز به جمع خانواده، فامیل، دوستان و آشنایان می‌پیوندند و باورهای قدرتمندتری به فرد در مورد افسردگی و حتی عواقب آن می‌دهند.

اما حقیقت این است:
شما بخ عنوان یک انسان فراتر از یک برچسب هستید.

سیستم‌های رایج تشخیصی مانند:

DSM: Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders

(راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی)

اگرچه برای دسته‌بندی و استانداردسازی طراحی شده‌اند، اما هرگز قادر به درک، سنجش و بررسی پیچیدگی و منحصر به فرد بودن داستان زندگی یک فرد نیستند. آن‌ها داستان زندگی همه انسان‌ها را به یک “پرونده پزشکی” تقلیل می‌دهند.

 

داستان زندگی تو زندگی تو نیست…بلند شو تغییرش بده!

بخش دوم: روایت درمانی معاصر — یک انقلاب آرام در درک انسان

روایت درمانی معاصر — بر پایه آموزه‌های پایه‌گذارانش مایکل وایت و دیوید اپستون و توسعه‌یافته توسط استادانی چون دکتر سیمون لاندکوئیست — به کلی با این نگاه تقلیل دهنده متفاوت است.

در این رویکرد، “مشکل، مشکل است — نه فرد.” مشکل بخشی از زندگی فرد است

یعنی:
شما “افسرده” نیستید.
بلکه “افسردگی” — به عنوان یک مشکل — وارد زندگی شما شده و بر بخش‌هایی مهم و بااهمیت  آن تأثیر گذاشته است.

استعاره آسمان و ابر: شما کیستید واقعاً؟

اجازه دهید یک تصویر واضح و ملموس ارائه دهیم:
“افسردگی مانند یک ابر بزرگ، تیره و طوفانی است که آسمان زندگی شما تیره و تار کرده است و همه جنبه های زندگی شما را تحت تاثیر قرار داده است.
اما شما آن ابر عبوس و سیاه نیستید.
شما آن آسمانِ پهناور، قدرتمند، زیبا، آرام و روشن در پشت ابر هستید — همیشه حاضر، همیشه پابرجا.”

کار ما در روایت درمانی، کمک به شما برای “کنار زدن این ابر” و برقراری ارتباط با همان آسمان بیکران و جاویدان وجودتان است.

دکتر سیمون لاندکوئیست در این زمینه تأکید می‌کنند:

“هدف ما در روایت درمانی معاصر، پرسیدن ‘چه مشکلی داری؟’ نیست. پرسش واقعی این است:
‘این مشکل چطور توانسته زندگی تو را تحت تأثیر قرار دهد؟ یعنی کاملا مشکل را از فرد جدا می‌کنیم که وارد زندگی فرد شده است.
و تو — به عنوان یک انسان سرسخت و توانمند — چطور تا امروز در برابر آن ایستاده‌ای و سر خم نکردی؟'”

این تغییر کوچک در پرسش، دنیایی از تفاوت ایجاد می‌کند.

 

چرا که شما را از یک “شیء بیمار” به یک “فاعل قدرتمند” در زندگی خود تبدیل می‌کند.

 

بخش سوم: چرا جدا کردن هویت از مشکل، اینقدر قدرتمند است؟

 

وقتی مشکل از هویت فرد جدا شود، فضای تازه‌ای برای حرکت و تنفس  بخصوص تحول فراهم می‌شود.
ناگهان متوجه می‌شوید:

· شما با “افسردگی” تعریف نمی‌شوید.
· شما تاریخچه، روابط، آرزوها، استعدادها و لحظه‌های قوی زیادی دارید که هیچ ربطی به این مشکل ندارند.
· شما می‌توانید به مشکل خود “نگاه” کنید — بدون این که “همان” باشید.

این فرآیند “برونی‌سازی” نام دارد — یعنی قرار دادن مشکل در بیرون از وجود فرد — و سنگ بنای روایت درمانی است.

یک تمرین کوچک برای شروع سفر شما

اگر احساس می‌کنید زیر بار یک برچسبی که یک روانشناس یا روان‌پزشک به شما زده حال‌تون بدتر شده‌اید، این سؤال‌ها را از خود بپرسید — اگر با نوشتن راحتید حتما بنویسید:

1. اگر تراپیست به من نمی‌گفت  “افسرده” — خودم را چگونه می‌دیدم؟ چطور خودم رو تعریف می‌کردم.
2. چه لحظه‌هایی — حتی لحظاتی کوتاه — بوده‌اند که این ابر نتوانسته تمام آسمان زندگی مرا بپوشاند؟ در آن لحظه‌ها چه اقدامی کردم؟
3. تا امروز چه کسی — یا چه چیزی — در زندگی کنارم بوده کرده تا بتوانم در برابر این مشکل مقاومت کنم؟

پاسخ به این سوالات، اولین قدم برای نوشتن یک “داستان جایگزین” از زندگی شماست — داستانی که در آن شما قهرمان هستید، نه یک بیمار. داستنی که در ان می‌توانید گام های جدید بردارید انتخاب های متفاوت داشته باشید.

 

حرف تراپیست‌ت رو فراموش کن…افسردگی همه کاراکتور تو نیست

 

بخش چهارم: از تئوری تا عمل — روایت درمانی در زندگی واقعی

 

شاید بپرسید: “خب، این حرف‌ها در عمل چه فایده‌ای برایم دارد؟”

در جلسات تراپی، ما با کمک تکنیک‌های اصولی — تحت نظارت مستقیم دکتر سیمون لاندکوئیست — به شما نشان می‌دهیم که چطور:

داستان زندگی خود و در نهایت_خود را دوباره و پرقدرت تعریف کنید.

 

بخش پنجم: پشت هر برچسب، یک انسان کامل نشسته است

دکتر سیمون لاندکوئیست — Open Doors to Future Possibilities — باور دارد که هر فرد، واجد مجموعه‌ای بی‌نهایت از احتمالات و توانایی‌ها است.
برچسب‌ها این درک را محدود می‌کنند.
روایت درمانی درها را به روی امکانات تازه می‌گشاید.

شما بیمار نیستید.
شما درگیر یک سری شرایط، روایت‌های مسلط و روابط پیچیده شده‌اید — و این چیزی است که می‌توان تغییر داد.

پایان مقاله و دعوت به اقدام (CTA)

اگر پس از خواندن این مقاله، احساس کردید که زیر سایه سنگین یک لیبل نفس‌می‌کشید — اگر باور دارید که زندگی شما می‌تواند روایت بسیار غنی‌تر و آزادانه‌تری داشته باشد — این گفتگو را ادامه دهید.

به عنوان یک تراپیست و روایت‌درمانگر آموزش‌دیده تحت نظر مستقیم دکتر سیمون لاندکوئیست، اینجا هستم تا در مسیر بازپس‌گیری داستان زندگی‌تان، همراهتان باشم.

برای رزرو جلسه اول مشاوره — و نوشتن فصل تازه‌ای از زندگی — از طریق راه‌های زیر با من تماس بگیرید:

 

tel:+989122351193

info@mojdeh-mirdar.com

 

به یاد داشته باشید:

شما آن ابر نیستید.شما آن آسمان پهناور و پرستاره‌اید.و همیشه راهی برای درخشیدن وجود دارد.

 

تمرینات روزمره برای بودن در لحظه حال

بودن در لحظه حال

 

بودن در لحظه حال یک انتخابه

 

 کلید خوشبختی و آرامش در دنیای پرهیاهو

داستان علی و کشف لحظه حال

علی اصولا  آدمی بود که یا توی گذشته زندگی می‌کرد یا غرق آینده بود. اگه توی کافه نشسته بود، یاد خاطرات قدیمی می‌افتاد یا استرس کارهای فرداش رو می‌گرفت. یه روز بارونی که توی یه کافه دنج نشسته بود، متوجه شد که چقدر همیشه به شکلی بی‌وقفه توی فکر و خیال بوده. برای اولین بار، گوشی رو کنار گذاشت، به صدای نم‌نم بارون گوش داد، گرمای فنجون قهوه رو توی هر دو دستش حس کرد و از اون لحظه‌ی ساده ولی واقعی، لذت برد. ناگهان احساس خوشبختی عمیقی رو تجربه کرد.

علی از اون روز به بعد سعی کرد بیشتر در لحظه حال زندگی کنه. نتیجه؟ استرسش کمتر شد، خوابش بهتر شد و حتی روابطش با دوست‌هاش قوی‌تر شد. حالا بیاییم ببینیم چی باعث می‌شه ما لحظه حال رو از دست بدیم، چرا این موضوع مهمه و چطور می‌تونیم تمرینش کنیم.

 

چرا زندگی در لحظه حال این‌قدر مهمه؟

زندگی فقط همین حالاست، نه دیروز و نه فردا. فکر کن همیشه داری به گذشته‌ای فکر می‌کنی که دیگه وجود نداره یا نگران آینده‌ای هستی که هنوز نیومده. نتیجه؟ کلی استرس، اضطراب، حسرت، پشیمانی، غصه و در نهایت نارضایتی از زندگی. حقیقت اینه که زندگی فقط توی همین لحظه اتفاق می‌افته.

اگه الان داری این مقاله رو می‌خونی، این واقعیه. اگه صدای موسیقی پس‌زمینه‌ی اتاقت رو می‌شنوی، این واقعیه. ولی اگه فکرت یه جای دیگه باشه، این لحظه رو از دست دادی.

تحقیقات علمی نشون داده که زندگی در لحظه حال، یعنی تمرکز روی “الان”، می‌تونه استرس رو کم کنه، چون سطح هورمون کورتیزول پایین میاد. تمرکز و بهره‌وری رو بالا می‌بره، چون دیگه فکرت این‌ور و اون‌ور نیست. احساس خوشحالی رو زیاد می‌کنه، چون توجهت روی چیزهای مثبته. حتی سلامت جسمی رو بهبود می‌ده، چون استرس کمتر = فشار خون پایین‌تر و سیستم ایمنی قوی‌تر.

 

چرا ما توی لحظه حال زندگی نمی‌کنیم؟

ذهن ما عادت داره همش توی گذشته یا آینده باشه. ذهن ما در واقع معتاد شده و نبودن در لحظه حال رو کاملاً عادی جلوه می‌ده برامون.

تحقیقات دانشگاه هاروارد نشون داده که تقریباً ۴۷٪ مواقع ذهن ما سرگردونه و جای دیگه‌ای غیر از لحظه حال می‌چرخه. یعنی تقریباً نصف زندگی‌مون رو توی خیالات و استرس‌های بیهوده از دست می‌دیم!

تکنولوژی هم سهم زیادی داره. اسکرول بی‌پایان شبکه‌های اجتماعی، عادت به گرفتن عکس از همه‌چیز به‌جای تجربه کردن اون لحظه، و چک کردن مداوم پیام‌ها حتی موقع استراحت، باعث می‌شه لحظه حال رو از دست بدیم.

چندکاره بودن یا Multitasking هم تمرکز ما رو می‌کشه. فکر می‌کنی همزمان می‌تونی پیام بدی، تلویزیون ببینی و غذا بخوری؟ حقیقت اینه که این کارها کیفیت زندگی رو پایین می‌آرن.

 

اگر متوجه شدی که در لحظه حال حضور نداری بدون یک گام بلند برداشتی چون بسیاری از مردم نمیدانند که در لحه حال حضور ندارند

چطور زندگی در لحظه حال رو تمرین کنیم؟                                             

ذهن‌آگاهی یعنی آگاه بودن از همین لحظه، بدون قضاوت. مثلاً وقتی غذا می‌خوری، واقعاً مزه‌ش رو حس کن، نه اینکه با گوشی مشغول باشی. وقتی راه می‌ری، به صدای پاها و وزش باد توجه کن. وقتی با کسی صحبت می‌کنی، کامل بهش گوش بده، نه اینکه فکرت جای دیگه باشه.

 

تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱ برای برگشتن به لحظه حال:

۵ چیزی که می‌بینی رو بگو.
۴ چیزی که می‌تونی لمس کنی.
۳ چیزی که می‌تونی بشنوی.
۲ چیزی که می‌تونی بو کنی.
۱ چیزی که می‌تونی مزه‌ش رو حس کنی.

 

تمرین تنفس آگاهانه هم خیلی کمک‌کننده‌ست. روزانه ۵ دقیقه این کار رو بکن:

چشمت رو ببند.
یه نفس عمیق بکش.
به جریان هوا که وارد و خارج می‌شه توجه کن.
اگه حواست پرت شد، آروم برگرد به نفس کشیدنت.

 

کاهش استفاده از تکنولوژی خیلی مهمه. موقع غذا خوردن گوشی رو کنار بذار. قبل از خواب یه مدت گوشی رو خاموش کن. حتی یه “روز بدون گوشی” رو امتحان کن.

 

تکنیک “STOP” هم خیلی مفیده:

توقف کن.
یه نفس عمیق بکش.
ببین چی توی ذهنت می‌گذره.
با آرامش ادامه بده.

 

فواید زندگی در لحظه حال

تمرکز روی حال باعث کاهش استرس و اضطراب می‌شه چون دیگه نگران آینده نیستی. تمرکز و بهره‌وری رو بالا می‌بره چون ذهن حواس‌پرت نیست. روابط اجتماعی قوی‌تر می‌شن چون واقعاً به حرف‌های دیگران گوش می‌دی. حتی لذت و شادی هم بیشتر می‌شه. یه فنجون چای ساده، یه لبخند، یه موسیقی آروم… وقتی توی لحظه زندگی می‌کنی، همه‌ی اینا شیرین‌تر می‌شن.

 

بودن در لحظه حال از دیدگاه ادیان و فلسفه‌ها

در آیین بودایی، رها کردن گذشته و آینده کلید آرامش و روشنگریه. ذکر خدا و دعا ذهن رو توی لحظه نگه می‌داره. فلسفه رواقی‌گری هم بر تمرکز روی چیزایی که تحت کنترله تأکید می‌کنه؛ چیزی که منجر به آرامش می‌شه.

«دعای آرامش» از راینهولد نیبور، ترکیبی از فلسفه رواقی‌گری و ذهن‌آگاهیه که به این شکله:


پروردگار، آرامشی بده برای پذیرش آنچه نمی‌توانم تغییر دهم،
شهامتی برای تغییر آنچه می‌توانم،
و خردی برای تشخیص این دو.

این دعا یادمون می‌ده واقعیت رو بپذیریم، مثبت نگاه کنیم روی چیزهای قابل تغییر تمرکز کنیم و با آگاهی پیش بریم.
حتی می‌تونی بگی «ذهن من». هدف، رسیدن به آرامشه.
مانترا یا همون ذکر مثل یه یادآور ساده است برای تمرکز و آرامش در لحظه‌های سخت.

 

هر زندگی داستانی است و داستان ها دنیای ما را شکل می دهند

داستان علی : از استرس تا آرامش

بعد از اون روز توی کافه، امیر تصمیم گرفت هر روز ۵ دقیقه تمرین ذهن‌آگاهی کنه. کم‌کم متوجه شد که توی کارهاش تمرکز بیشتری داره، کمتر عصبی می‌شه و حتی شب‌ها بهتر می‌خوابه. حالا وقتی توی پارک قدم می‌زنه، به جای این‌که توی فکر و خیال باشه، واقعاً از اون لحظه لذت می‌بره.
رنگ برگ‌ها، صدای پرنده‌ها و نسیم خنک بهاری براش واقعی‌تر و زنده‌تر شدن.
زندگی همونیه که جریان داره، نه اون چیزی که توی فکر و خیال نگهش می‌داریم و همش در حال فرار از لحظه ابدی اکنون باشیم!

 

نتیجه‌گیری: زندگی در لحظه، زندگی واقعی

دوست من، آینده هنوز نیومده، گذشته هم تموم شده، تنها چیزی که واقعاً داریم، الانه. سعی کن بیشتر به چیزای کوچیک و زیبای اطرافت توجه کنی.

یه نفس عمیق بکش، به این لحظه نگاه کن… این همون چیزیه که همیشه دنبالش بودی.

چالش برای تو:

از همین الان، گوشی رو کنار بذار، یه دقیقه فقط به اطرافت دقت کن. چی می‌بینی؟ چی می‌شنوی؟ این لحظه رو حس کن. حالا بگو، چطوره؟

 

فواید سبک زندگی فعال برای کودکان

سبک زندگی فعال به این معنی است که کودک شما در طول روز فعالیت بدنی انجام می دهد. هر فعالیتی که کودک شما را بیدار کند و حرکت کند بخشی از یک سبک زندگی فعال است. فعالیت بدنی شامل ورزش هایی مانند پیاده روی یا وزنه برداری است. این شامل ورزش نیز می شود. فعالیت بدنی با انواع دیگر فعالیت ها مانند کتاب خواندن متفاوت است. به این نوع فعالیت، کم تحرک می گویند. سبک زندگی بی تحرک به این معنی است که کودک شما در طول روز زیاد می نشیند یا حرکت نمی کند. یک سبک زندگی فعال فواید زیادی دارد، مانند کمک به کودک شما در پیشگیری یا مدیریت شرایط سلامتی او که وقتی بالغ شد سبک‌های مختلفی هم می تواند برای زندگی خود تعریف کند. لایف یا همان سبک زندگی هر فرد تا حد زیادی ریشه در دوران کودکی او دارد.

در مورد سبک زندگی فعال چه چیزهایی باید بدانم؟

 

غذای سالم مهم‌ترین اقدام والدین برای داشتن کودکی نه تنها سالم بلکه فعال و شاد است

 

مزایای سبک زندگی فعال چیست؟

فرزند شما برای تمام عمر عادت های خوبی در خود ایجاد می کند. دوران کودکی فعال می تواند به کودک شما کمک کند تا عادت های سالمی را برای ادامه در بزرگسالی ایجاد کند. کودکان به طور طبیعی فعال هستند و انرژی زیادی دارند. فرزندتان را تشویق کنید تا تمام روز فعال باشد.

کودک شما ممکن است بتواند فعالیت های روزانه را راحت تر انجام دهد. فعالیت به سلامت قلب، ریه ها و ماهیچه های کودک شما کمک می کند. این می تواند به او کمک کند تا بدون احساس خستگی روز را پشت سر بگذارد.

کودک شما می تواند به کنترل وزن خود کمک کند. فعالیت به بدن کودک شما کمک می کند تا از کالری هایی که می خورد به جای ذخیره چربی استفاده کند. بدن کودک شما پس از فعال شدن به سوزاندن کالری با سرعت بیشتری ادامه می دهد.

فعالیت می تواند سلامت کودک شما را افزایش دهد. فعالیت به کاهش خطر ابتلا به سرطان، بیماری قلبی، دیابت و سکته در کودک شما کمک می کند. فعالیت می تواند به کنترل فشار خون و سطح قند خون و کاهش کلسترول کمک کند. اگر کودک شما آرتریت نوجوانی دارد، فعالیت می تواند به حرکت مفاصل او کمک کند تا راحت تر و با درد کمتری حرکت کنند.

استخوان ها و ماهیچه های کودک شما قوی تر می شوند. این امر به ویژه در دوران بلوغ و تغییرات بدن کودک شما بسیار مهم است. رشد و استحکام استخوان ها و ماهیچه های کودک شما در بزرگسالی به او کمک می کند.

فعالیت می تواند به بهبود خلق و خوی کودک شما کمک کند. فعالیت می تواند افسردگی و استرس را کاهش دهد یا از آن جلوگیری کند. فعالیت همچنین می تواند به بهبود خواب کودک شما کمک کند.

 

فعالیت بدنی کم، به ویژه همراه با رژیم غذایی ناسالم، می‌تواند احتمال ابتلا به چاقی را افزایش دهد. چاقی، اعتماد به نفس کودک را کاهش می‌دهد و احتمال ابتلا به مشکلات قلبی-عروقی، دیابت و سرطان در دوران بزرگسالی را افزایش می‌دهد.

 

خطرات سبک زندگی کم تحرک چیست؟

سبک زندگی کم تحرک خطر ابتلا به بیماری هایی مانند دیابت، فشار خون بالا و بیماری های قلبی را در کودک افزایش می دهد. سیستم ایمنی کودک شما نیز ضعیف تر می شود. این بدان معنی است که نمی تواند به خوبی با عفونت ها مبارزه کند.

 

فرزند من به چه میزان فعالیت نیاز دارد؟

کودکان و نوجوانان باید حداقل 60 دقیقه در روز فعالیت داشته باشند. اندازه فعالیت مورد نیاز کودک شما به سن و سلامت کلی او بستگی دارد. اگر کودک شما اضافه وزن دارد، ممکن است به فعالیت بیشتری نیاز داشته باشد.

ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی نوجوان شما نیز ممکن است وزنه برداری را به عنوان بخشی از فعالیت او توصیه کند. قبل از انجام هر گونه فعالیت وزنه برداری با پزشک خود صحبت کنید.

تمرینات قدرتی برای نوجوانان

کودک در هر سنی می تواند با بلند کردن وسایل اطراف خانه به ساخت عضلات قوی تر کمک کند. ورزش هایی مانند پوش آپ (حرکت شنا) نیز می تواند به عضله سازی کمک کند.

 

 

 

 

تعیین هدف به کودکان کمک می‌کند اعتماد به نفس قوی بسازند، تمرکز بیشتری داشته باشند، مسئولیت‌پذیری را توسعه دهند و برای موفقیت در آینده با ارداه بیشتری آماده شوند.

چه اقداماتی را می توانم انجام دهم تا به فرزندم در ایجاد یک سبک زندگی فعال کمک کنم؟

به فرزندتان در تعیین اهداف کمک کنید. هم هدف بلند مدت و هم هدف کوتاه مدت تعیین کنید. به عنوان مثال، کودک شما ممکن است بخواهد بتواند راحت تر دوچرخه سواری کند یا با دوستانش بدود. سعی کنید زمان لازم را روی اهداف فرزندتان قرار ندهید. به عنوان مثال، فکر نکنید فرزندتان باید در یک ماه به هدفی برسد. اهداف کوچکتری را تعیین کنید، مثلاً هر هفته کمی بیشتر دوچرخه سواری کنید.

به کودک خود بیاموزید که تمام روز فعال باشد. لزومی ندارد که فعالیت به معنای ورزش منظم هر روز باشد. کودک شما می تواند با ایجاد تغییرات کوچک در طول روز فعال تر باشد. به عنوان مثال، زمانی که فرزندتان با شما کار می کند، تا جایی که می توانید از ورودی ساختمان ها پارک کنید. در صورت امکان به جای سوار ماشین شدن پیاده روی یا دوچرخه سواری کنید. به جای آسانسور با فرزندتان از پله ها استفاده کنید.

زمان نمایش صفحه نمایش فرزندتان را محدود کنید. زمان صفحه نمایش میزان زمانی است که کودک شما در هر روز از تلویزیون، رایانه، تلفن هوشمند و بازی های ویدیویی در اختیار دارد. مهم است که زمان نمایش را محدود کنید. این به کودک شما کمک می کند که هر روز به اندازه کافی بخوابد، فعالیت بدنی داشته باشد و تعامل اجتماعی داشته باشد. متخصص اطفال فرزندتان می‌تواند به شما در ایجاد یک برنامه زمان صفحه نمایش کمک کند. محدودیت روزانه معمولا برای کودکان 2 تا 5 سال، 1 ساعت است. محدودیت روزانه معمولاً 2 ساعت برای کودکان 6 سال یا بیشتر است. همچنین می‌توانید محدودیت‌هایی را برای انواع دستگاه‌هایی که فرزندتان می‌تواند استفاده کند و جایی که می‌تواند از آنها استفاده کند، تعیین کنید. برنامه را در جایی نگه دارید که فرزندتان و هرکسی که از او مراقبت می کند بتواند آن را ببیند. برای هر یک از فرزندان خانواده خود برنامه ای ایجاد کنید.

فعالیت و پیشرفت فرزندتان را یادداشت کنید. می توانید این کار را با یادداشت کردن فعالیت روزانه فرزندتان انجام دهید. نوع فعالیت و مدت زمانی که فرزندتان آن را انجام داده است را در نظر بگیرید. همچنین می‌توانید از برنامه‌ای روی تلفن فرزندتان یا برنامه‌نویس دیگر استفاده کنید.

 

آیا می‌دانستید که از هر 4 کودک، تنها 1 کودک 60 دقیقه فعالیت بدنی توصیه شده در روز را انجام می‌دهد؟

 

با افزایش سن و نمره کودک در مدرسه، مشارکت در انواع فعالیت های بدنی به طور چشمگیری کاهش می یابد. مهم است که فعالیت بدنی بخشی منظم از سبک زندگی خانوادگی باشد. در اینجا اطلاعاتی وجود دارد که به شما کمک می کند فرزندان خود را سالم و فعال و یک سبک زندگی متفاوت و فعالی را می‌توانید برای او تعریف کنید.

 

فواید فعالیت بدنی

فعالیت بدنی به معنای حرکت به اندازه کافی برای نفس کشیدن سنگین، تنگی نفس، احساس گرما و عرق کردن است. ورزش برای سلامت و تندرستی کودکان حیاتی است. به عنوان مثال، فعالیت بدنی به ساخت و حفظ استخوان ها، ماهیچه ها و مفاصل سالم کمک می کند. این می تواند به حفظ شاخص توده بدنی سالم کمک کند و خطر ابتلا به دیابت، فشار خون بالا و بیماری قلبی را در آینده کاهش دهد. این می تواند به کودکان کمک کند تا سریع و خوب بخوابند.

 

فعالیت بدنی علاوه بر فوایدی که برای بدن دارد، سلامت روانی و رفتاری کودک را نیز افزایش می دهد. اشتیاق و خوش بینی کودک را افزایش می دهد و باعث افزایش عزت نفس، عملکرد خوب در مدرسه و بهبود توجه و رفتار بهتر کودک شما می شود. همچنین باعث کاهش اضطراب، تنش و افسردگی می شود. همچنین زمانی که او عضوی از اعضای ورزشی سازمان یافته مثل فوتبال، بسکتبال و… است، می تواند کار تیمی و دوستی را تقویت کند.

 

بازی کردن در بیرون از خانه هر روز به کودکان کمک می‌کند تا عضلات قوی بسازند، سالم بمانند و به تنهایی یا با دوستان شان خوش بگذرانند.

 

11 راه برای تشویق فرزندتان به فعالیت بدنی

والدین می توانند نقشی کلیدی در کمک به فرزندشان داشته باشند تا از نظر جسمی فعال تر شود.

به چند پیشنهاد توجه کنید:

 

  1. با پزشک فرزندتان صحبت کنید. پزشک کودک شما می تواند به کودک شما کمک کند تا بفهمد چرا فعالیت بدنی مهم است. پزشک کودک شما همچنین می تواند به شما و فرزندتان کمک کند تا ورزش ها یا فعالیت هایی را که ممکن است برای کودک شما بهترین باشند، را شناسایی کنید.

 

  1. در انتخاب حداقل یک سرگرمی برای کودک‌تان تأکید کنید. به فرزندتان کمک کنید ورزش مورد علاقه خود را پیدا کند. هر چه او از این فعالیت بیشتر لذت ببرد، احتمال ادامه آن بیشتر خواهد بود. تمام خانواده یا دوستان خوب خود را درگیر کنید. این یک راه عالی برای گذراندن وقت با هم است.

 

  1. فعالیتی را انتخاب کنید که از نظر رشد مناسب باشد. به عنوان مثال، یک کودک 7 یا 8 ساله برای وزنه‌برداری یا دویدن 3 مایل آماده نیست، اما فوتبال، دوچرخه‌سواری، ژیمناستیک، رقص باله و شنا همه فعالیت‌های خوبی برای بچه‌های این سن هستند.

 

  1. از پیش برنامه ریزی کنید. مطمئن شوید که فرزندتان زمان و مکان مناسبی برای ورزش کردن دارد.
  2. محیطی امن فراهم کنید. مطمئن شوید که وسایل کودک و محل تمرین یا بازی او ایمن است. اطمینان حاصل کنید که لباس کودک شما راحت و مناسب برای فعالیت است.
  3. اسباب بازی هایی تهیه کنید که هر بیشتر او را فعال کند. کودکان خردسال به ویژه به دسترسی آسان به توپ ها، طناب های پرش و سایر اسباب بازی های فعال نیاز دارند.

 

  1. الگو باشید. کودکانی که به طور مرتب والدین خود را در حال لذت بردن از ورزش و فعالیت بدنی می بینند، احتمال بیشتری دارد که خودشان این کار را انجام دهند.

 

  1. با فرزندان خود بازی کنید. به آنها کمک کنید تا یک ورزش جدید یا یک فعالیت بدنی دیگر بیاموزند. یا فقط با پیاده روی، پیاده روی یا دوچرخه سواری با هم سرگرم شوید.

 

  1. محدودیت ها را تعیین کنید. زمان استفاده از صفحه نمایش را محدود کنید، از جمله زمان صرف شده در تلویزیون، ویدیوها، رایانه ها و بازی های ویدیویی، در هر روز. از اوقات فراغت برای فعالیت های بدنی بیشتر استفاده کنید.

 

  1. برای ورزش وقت بگذارید. برخی از کودکان آنقدر در انجام تکالیف، درس های موسیقی و سایر فعالیت های برنامه ریزی شده زیاد برنامه ریزی می کنند که زمانی برای ورزش ندارند.

 

  1. در فعالیت زیاده روی نکنید. ورزش و فعالیت بدنی نباید به شما آسیب برساند. اگر دردناک شد، کودک شما باید سرعتش را کم کند یا فعالیتی با شدت کمتر انجام دهد. مانند هر فعالیت دیگری، مهم است که در آن زیاده روی نکنید. اگر ورزش شروع به تداخل با مدرسه یا سایر فعالیت‌ها کرد، با پزشک کودک خود صحبت کنید.

 

زندگی سالم و فعال

در طول ویزیت های کودک خوب (که به عنوان بازدیدهای نظارت بهداشتی نیز شناخته می شود)، پزشک کودک شما از شما سوالاتی در رابطه با تغذیه، تناسب اندام و عادات رسانه ای می پرسد. به یاد داشته باشید که سلامتی مربوط به وزن، شکل یا اندازه خاصی نیست. همه کودکان، صرف نظر از وزن، شکل و جثه شان، به داشتن زندگی سالم و فعال تشویق می شوند.

 

بازی‌های فعال مثل گرگم به هوا یا فوتبال، قلب کودک شما را به تپش می‌اندازد و انرژی‌ش را بالا می‌برد.

 

برای داشتن یک زندگی سالم و فعال، خانواده ها می توانند برای رسیدن به اهداف زیر تلاش کنند:

 

  • حداقل 5 وعده میوه و سبزیجات در روز بخورید.

 

  • برای کمک به ایجاد تعادل بین فعالیت‌های آنلاین و آفلاین، یک طرح استفاده از رسانه خانوادگی ایجاد کنید.

 

  • کودکان و نوجوانان 6 سال و بالاتر به حداقل 60 دقیقه فعالیت بدنی در روز و همچنین حداقل چند روز در هفته به تمرینات تقویت کننده استخوان و عضلات نیاز دارند. کودکان زیر 6 سال به 3 ساعت فعالیت در روز نیاز دارند. هر روز ۱ ساعت یا بیشتر فعالیت بدنی متوسط تا شدید داشته باشید.

 

  • از نوشیدنی های شیرین پرهیز کنید. برای هیدراتاسیون سالم آب یا شیر را انتخاب کنید.

 

 

حرکت دادن کل خانواده

مطالعات نشان داده‌اند که سبک‌های زندگی که در دوران کودکی آموخته شده‌اند، به احتمال زیاد تا بزرگسالی با فرد باقی می‌مانند. اگر ورزش و فعالیت‌های بدنی در اولویت خانواده باشد، پایه‌ای قوی برای سلامتی کودکان و والدین فراهم می‌کند و کودک در بزرکسالی سبک جدید و فعال را ادامه خواهد داد و چه بسا پس از طی کردن دوران کودکی و نوجوانی موفق‌تر و جدی تر خواهد شد.

 

یادآوری

ورزش همراه با یک رژیم غذایی متعادل پایه و اساس یک سبک زندگی (لایف‌استایل) سالم و فعال را فراهم می کند. یکی از مهم ترین کارهایی که والدین می توانند انجام دهند این است که در اوایل زندگی فرزندان خود را به عادات سالم تشویق کنند. برای شروع دیر نیست. امروز از پزشک فرزندتان در مورد ابزارهایی برای زندگی سالم بپرسید.

سلامت روان انسان امروزی

مراقبت از سلامت روانی برابر است با مدیریت احساسات، افکار و رفتارها برای حفظ تعادل روانی که شامل استراحت درست و کافی، تغذیه مناسب فرد، ارتباطات سالم، تحرک و ورزش و یادگیری مهارت‌های مقابله با استرس می‌شود. افرادی که به  سلامت روان خود توجه دارند رضایت بالایی از زندگی دارند و روابط بهتر و عملکرد مؤثرتری را در جامعه تجربه می‌کنند.

بررسی اجمالی
سلامت روان شامل بهزیستی عاطفی، روانی و اجتماعی است. این بر نحوه تفکر، احساس، عمل، انتخاب و ارتباط ما با دیگران تأثیر می گذارد. سلامت روان چیزی بیش از فقدان یک بیماری روانی است – برای سلامت کلی و کیفیت زندگی شما ضروری است. خودمراقبتی می تواند در حفظ سلامت روان شما نقش داشته باشد و در صورت ابتلا به بیماری روانی به درمان و بهبودی شما کمک کند.

 

قهوه، کتاب و نوشتن: دوستان مهربانم که هرگز مرا قضاوت نمی‌کنند

درباره خودمراقبتی
خودمراقبتی یعنی وقت گذاشتن برای انجام کارهایی که به شما کمک می کند خوب زندگی کنید و هم سلامت جسمی و هم سلامت روانی خود را بهبود می بخشد. وقتی صحبت از سلامت روان شما می شود، خودمراقبتی می تواند به شما در مدیریت استرس، کاهش خطر بیماری و افزایش انرژی کمک کند. حتی اقدامات کوچک مراقبت از خود در زندگی روزمره شما می تواند تأثیر زیادی داشته باشد.

 

یادگیری درباره سلامت روان، پلی است به سوی جامعه‌ای آگاه‌تر، مهربان‌تر و توانمندتر برای مقابله با چالش‌ها و مشکلات زندگی. تجربه شادی در طبیعت کمک بزرگی به سلامتی فرد می کند

 

در اینجا چند نکته برای کمک به شما برای شروع مراقبت از خود آورده شده است:

  • ورزش منظم داشته باشید. تنها 30 دقیقه پیاده روی در روز می تواند به تقویت خلق و خو و بهبود سلامت شما کمک کند. مقدار کمی ورزش اضافه می شود، بنابراین اگر نمی توانید 30 دقیقه در یک زمان انجام دهید، ناامید نشوید.

 

  • وعده های غذایی سالم و منظم بخورید و هیدراته بمانید. یک رژیم غذایی متعادل و آب فراوان می تواند انرژی و تمرکز شما را در طول روز بهبود بخشد. همچنین نوشیدنی های کافئین دار مانند نوشابه یا قهوه را محدود کنید.

 

  • خواب را در اولویت قرار دهید. به یک برنامه پایبند باشید و مطمئن شوید که خواب کافی دارید. نور آبی از دستگاه‌ها و صفحه‌نمایش‌ها می‌تواند خواب را سخت‌تر کند، بنابراین نور آبی تلفن یا رایانه خود را قبل از خواب کاهش دهید.

 

  • یک فعالیت آرامش بخش را امتحان کنید. برنامه‌ها یا برنامه‌های تمدد اعصاب یا تندرستی را که ممکن است شامل مدیتیشن، آرامش عضلانی یا تمرین‌های
  • تنفسی باشد، کاوش کنید. زمان‌های منظمی را برای این فعالیت‌ها و سایر فعالیت‌های سالمی که از آن لذت می‌برید، مانند روزنامه‌نگاری، برنامه‌ریزی کنید.

 

  • اهداف و اولویت ها را تعیین کنید. تصمیم بگیرید که اکنون چه کاری باید انجام شود و چه چیزی می تواند منتظر بماند. یاد بگیرید که به کارهای جدید «نه» بگویید، اگر احساس می کنید بیش از حد انجام می دهید. سعی کنید در پایان روز به کارهایی که انجام داده اید توجه داشته باشید، نه کارهایی که نتوانسته اید انجام دهید.

 

  • قدردانی را تمرین کنید. هر روز چیزهایی را که برای آنها سپاسگزار هستید به خود یادآوری کنید. خاص باشید. آنها را در شب یادداشت کنید یا در ذهن خود تکرار کنید.

 

  • روی مثبت بودن تمرکز کنید. افکار منفی و غیر مفید خود را شناسایی کرده و به چالش بکشید. در ارتباط با دیگران باشید. با دوستان یا اعضای خانواده خود تماس بگیرید که می توانند حمایت عاطفی و کمک عملی ارائه دهند.


مراقبت از خود برای همه متفاوت به نظر می رسد و مهم است که آنچه را که نیاز دارید پیدا کنید و از آن لذت ببرید. ممکن است به آزمون و خطا نیاز داشته باشید تا کشف کنید چه چیزی برای شما بهتر است. علاوه بر این، اگرچه خودمراقبتی درمانی برای بیماری‌های روانی نیست، اما درک اینکه چه چیزی باعث یا تحریک علائم خفیف شما می‌شود و چه تکنیک‌های مقابله‌ای برای شما موثر است، می‌تواند به مدیریت سلامت روان شما کمک کند.

چه زمانی به دنبال کمک حرفه ای باشید:

اگر علائم شدید یا ناراحت کننده ای را تجربه می کنید که دو هفته یا بیشتر طول کشیده است، از متخصصان کمک بگیرید، مانند:

  1. مشکل در خوابیدن
  2. تغییرات اشتها که منجر به تغییرات وزن ناخواسته می شود
  3. تلاش برای بلند شدن از رختخواب صبح به دلیل خلق و خو
  4. مشکل در تمرکز
  5. از دست دادن علاقه به چیزهایی که معمولا برای شما لذت بخش است
  6. ناتوانی در انجام وظایف و مسئولیت های معمول روزانه


صبر نکنید تا علائم شما بسیار زیاد شود. در مورد نگرانی های خود با ارائه دهنده مراقبت های اولیه خود با یک مشاور صحبت کنید.

در یک بحران چه باید کرد:

اگر به فکر آسیب رساندن به خود یا اقدام به خودکشی هستید، فوراً به کسی بگویید که بتواند کمک کند یا با کلینیک‌های معتبر در تماس باشید.

 

داستانی کوتاه درباره سبک زندگی در لحظه حال

بهترین سبک زندگی، سبک زندگی در لحظه حال است

«بیشتر انسان ها هرگز به طور کامل در حال حاضر نیستند، زیرا ناخودآگاه معتقدند که لحظه بعدی باید مهمتر از این لحظه باشد. اما آنوقت دلت برای تمام زندگیت تنگ می شود، که هرگز الان نیست.» – اکهارت توله

پیتر پسر جوانی بود که هرگز نمی توانست در لحظه زندگی کند. زمانی که در مدرسه بود، آرزو داشت بیرون از خانه بازی کند. وقتی بیرون بازی می کرد، خواب تعطیلات تابستانی خود را می دید. پیتر دائماً خیال‌پردازی می‌کرد و هرگز برای لذت بردن از لحظات خاصی که روزهایش را پر کرده بود، وقت نمی‌گذاشت.

 

زندگی یعنی همین لحظه، همین حالا…

 

یک روز صبح، پیتر بیرون رفته بود و در جنگلی نزدیک خانه اش قدم می زد. او با احساس خستگی تصمیم گرفت روی چمن استراحت کند و در نهایت چرت زد. تنها پس از چند دقیقه خواب عمیق، صدای کسی را شنید که او را صدا می کند. «پیتر! پیتر!» صدای تیزی از بالا آمد. همانطور که به آرامی چشمانش را باز کرد، با دیدن زنی مهیب که بالای سرش ایستاده بود، مبهوت شد. او باید بیش از صد سال سن داشته باشد و موهای سفید برفی اش مانند یک پتوی پشمی مات شده زیر شانه هایش آویزان شده باشد.

در دست چین و چروک این زن یک توپ کوچک جادویی با یک سوراخ در مرکز و بیرون از سوراخ یک نخ طلایی بلند آویزان بود. او گفت: «پیتر، این رشته زندگی توست. اگر نخ را فقط کمی بکشی، یک ساعت در ثانیه می گذرد. اگر سخت تر بکشی، کل روزها در چند دقیقه می گذرد. و اگر با تمام توان خود را بکشی، ماهها – حتی سالها – در روزها خواهند گذشت. پیتر از این کشف جدید بسیار هیجان زده بود.

 او درخواست کرد. “من می خواهم آن را داشته باشم اگر ممکن است؟” پیرزن سریع دستش را پایین آورد و توپ را با نخ جادویی به پسر جوان داد.

روز بعد، پیتر در کلاس نشسته بود و احساس بی قراری و بی حوصلگی می کرد. ناگهان به یاد اسباب بازی جدیدش افتاد. همانطور که او کمی از نخ طلا را کشید، به سرعت خود را در حال بازی در باغش یافت. پیتر با درک قدرت نخ جادویی، خیلی زود از یک پسر مدرسه ای بودن خسته شد و با تمام هیجانی که این مرحله از زندگی به همراه داشت، آرزوی نوجوانی را داشت. پس دوباره توپ را نگه داشت و نخ طلایی را محکم کشید.

ناگهان او یک نوجوان با یک دوست دختر بسیار زیبا به نام الیز شد. اما پیتر هنوز راضی نبود. او هرگز یاد نگرفته بود که از لحظه لذت ببرد و شگفتی های ساده هر مرحله از زندگی خود را کشف کند. در عوض، او رویای بزرگسالی را در سر می پروراند، بنابراین دوباره به سختی نخ را کشید و سال ها در یک لحظه از آنجا گذشت. حالا متوجه شد که به یک بزرگسال میان‌سال تبدیل شده است. الیز اکنون همسر او بود و پیتر توسط بچه ها در خانه احاطه شده بود.

اما پیتر متوجه چیز دیگری شد. موهای زمانی سیاه و سفید او شروع به خاکستری شدن کرده بود و مادر زمانی جوانش که او را خیلی دوست داشت پیر و ضعیف شده بود. با این حال پیتر هنوز نمی توانست در لحظه زندگی کند. او هرگز یاد نگرفته بود که در زمان حال زندگی کند، بنابراین یک بار دیگر، نخ جادویی را کشید و منتظر ماند تا تغییرات ظاهر شوند.

پیتر اکنون متوجه شد که او یک مرد نود ساله است. موهای پرپشت تیره او مانند برف سفید شده بود و همسر جوان زیبایش، الیز، کاملا پیر شده بود و چند سال قبل از دنیا رفته بود. فرزندان شگفت انگیز او بزرگ شده بودند و خانه را ترک کرده بودند تا خودشان زندگی کنند. برای اولین بار در تمام زندگی خود، پیتر متوجه شد که برای پذیرش شگفتی های زندگی وقت نگذاشته است. او هرگز با بچه هایش به ماهیگیری نرفته بود یا با الیز در نور مهتاب قدم نزده بود. او هرگز باغی نساخته بود و آن کتاب‌های شگفت انگیزی را که مادرش دوست داشت بخواند، نخوانده بود. در عوض، او در زندگی عجله کرده بود و هرگز آرام نمی گرفت تا همه چیزهای خوب را در طول مسیر زندگی‌اش ببیند.

پیتر از این کشف بسیار ناراحت شد. او تصمیم گرفت به جنگلی برود که در کودکی در آنجا راه می رفت تا سرش را پاک کند و روحش را گرم کند. وقتی وارد جنگل شد متوجه شد که نهال‌های کوچک دوران کودکی‌اش به بلوط‌هایی بزرگ تبدیل شده‌اند. خود جنگل به بهشت ​​طبیعت تبدیل شده بود. روی یک تکه علف کوچک دراز کشید و به خواب عمیقی فرو رفت.

تنها پس از یک دقیقه، او شنید که کسی او را صدا می کند. «پیتر! پیتر!» صدا گریه کرد او با حیرت به بالا نگاه کرد و دید که او کسی نبود جز پیرزنی که توپ را با نخ طلایی جادویی به او داده بود. “چطور از هدیه ویژه من لذت بردی؟” او پرسید.

“ابتدا جالب بود، اما اکنون از آن متنفرم.” او با صراحت پاسخ داد: «تمام زندگی من از جلوی چشمانم گذشت بدون اینکه به من فرصت لذت بردن از آن را بدهد. مطمئناً زمان‌های غم‌انگیز و همچنین زمان‌های خوبی وجود داشته است، اما من فرصت تجربه کردن را نداشتم. از درون احساس خالی بودن می کنم. دلم برای هدیه زندگی تنگ شده است.»

پیرزن گفت: تو خیلی ناسپاسی. “با این حال، من آخرین آرزو را به تو خواهم داد.”

پیتر به سرعت پاسخ داد: «دوست دارم به مدرسه‌ای “بودن” برگردم و دوباره زندگی‌ام را از سر بگیرم. سپس به خواب عمیق خود بازگشت.

دوباره شنید که کسی نامش را صدا می کند و چشمانش را باز کرد. “این بار چه کسی می تواند باشد؟” او تعجب کرد. وقتی چشمانش را باز کرد، از دیدن مادرش که بالای تختش ایستاده بود، بسیار خوشحال شد. او جوان، سالم و درخشان به نظر می رسید. پیتر متوجه شد که زن غریبه جنگلی واقعاً آرزویش را برآورده کرده و او به زندگی قبلی خود بازگشته است.

«عجله کن پیتر. زیاد میخوابی رویاهای تو باعث می شود که اگر در این لحظه درست از خواب بلند نشوی، به مدرسه دیر می‌رسی» نیازی به گفتن نیست که پیتر با سرعت از رختخواب بیرون آمد و شروع کرد به زندگی همانطور که او امیدوار بود. او به زندگی کامل ادامه داد، زندگی غنی با لذت ها، شادی ها و پیروزی های فراوان، اما همه چیز از زمانی شروع شد که او از فدا کردن حال برای آینده دست کشید و شروع به زندگی در لحظه کرد.

 

 

 

تفاوت یک فرد موفق و یک فرد کمال‌گرا

نشانه های کمال گرایی

اگر از خود می‌پرسید که آیا کمال‌گرا هستید، احتمال زیادی وجود دارد که حداقل تا حدی کمال‌گرا باشید. همچنین به دلیل معانی مثبت کلمه “کامل”، احتمال زیادی وجود دارد که سرمایه گذاری در کمال گرا بودن داشته باشید.

 

 

کمال گرایان بسیار شبیه افراد موفق هستند، اما با برخی تفاوت های کلیدی. در اینجا ما تفاوت‌ها را به اشتراک می‌گذاریم، و ده نشانه آشکار از یک کمال‌گرا را آشکار می‌کنیم – نشانه‌هایی که ممکن است بتوانید در خود یا افرادی که می‌شناسید تشخیص دهید.

 

اگر چیزی برای کمال گرایان تمام و کمال نباشد ترجیح می دهند آن را ابدا نداشته باشند

 

فکر کردن به همه یا هیچ

کمال گراها، مانند افراد موفق، برای رسیدن به اهداف عالی تلاش می کنند و سخت تلاش می کنند. در حالی که یک فرد موفق می تواند با انجام یک کار عالی و دستیابی به برتری (یا چیزی نزدیک) راضی باشد، حتی اگر اهدافش به طور کامل برآورده نشود، یک کمال گرا چیزی کمتر از کمال را نمی پذیرد. “تقریبا کامل” اگر کامل بدست نیاید به عنوان یک شکست تلقی می شود.

 

اگر فردی منتقد در بین اعضای خانواده یا دوستان می بینید که زیاد نقد می کند درکش کنید چون ممکن است کمال گرا باشد اما باید متوجه کمال گرایی اش هم بشود

 

بسیار انتقادی بودن

فردی با شخصیت کمال گرا بیشتر از خود و دیگران انتقاد می کند تا یک فرد موفق. افراد موفق به دستاوردهای خود افتخار می کنند و تمایل دارند از دیگران حمایت کنند، اما کمال گرایان اغلب اشتباهات و عیوب را تشخیص می دهند.

 

یک کمال گرا به کاستی ها توجه می کند و در دیدن هر چیز دیگری مشکل دارد. وقتی “شکست” اتفاق می افتد، آنها نسبت به خود و دیگران بیشتر قضاوت کننده و سخت‌گیر هستند.

 

 

احساس تحت فشار قرار دادن بوسیله ترس

افراد  موفق معمولاً با تمایل به دستیابی به اهداف خود به سمت اهداف خود کشیده می شوند. آنها همچنین از هر قدمی که در مسیر درست برداشته می شود خوشحال هستند. از سوی دیگر، کمال گرایان معمولاً با ترس از هر چیزی آنها را تحت فشار قرار می دهد و از نتایج هر چند عالی آسوده خاطر نیستند.

 

استانداردهایی که در زندگی روزمره به کار نیاید فقط به درد ویترینی می خورد که غیرقابل استفاده می شود

 

داشتن استانداردهای غیر واقعی

یکی دیگر از نشانه های کمال گرا بودن، تعیین اهدافی است که ممکن است معقول نباشند. افراد موفق می توانند اهداف خود را بالا تعیین کنند و پس از رسیدن به این اهداف، از لذت رفتن کمی بیشتر لذت ببرند. کمال گراها اغلب اهداف اولیه خود را دور از دسترس تعیین می کنند.

 

از آنجایی که یک کمال گرا تمایل به داشتن استانداردهای غیر واقعی دارد، آنها اغلب موفقیت را رد می کنند، زیرا احساس می کنند که اعمالشان هرگز آنقدر خوب نیست که به این سطح از موفقیت برسند.

 

 

تمرکز فقط بر روی نتایج

افراد موفق می توانند از روند تعقیب یک هدف به همان اندازه یا بیشتر از رسیدن واقعی به هدف لذت ببرند. برعکس، کمال گرایان هدف را می بینند نه چیز دیگری نه مسیر تغییر و موفقیت. آنها آنقدر نگران رسیدن به هدف و اجتناب از شکست هستند که نمی توانند از روند رشد و تلاش خود لذت ببرند.

 

وقتی به سرعت و به شکلی بی عیب و نقص دنبال نتایج باشید تقریبا دنبال چیزی غیرممکن هستید

 

احساس افسردگي بدلیل اهداف محقق نشده

کمال گراها اغلب کمتر از افراد موفق خوشحال هستند. در حالی که افراد موفق می توانند به راحتی از ناامیدی عقب نشینی کنند، کمال گرایان تمایل دارند زمانی که انتظارات بالای‌شان برآورده نمی شود، خود را شکست خورذه تلقی می کنند داده و در احساسات منفی خود غرق می‌شوند. اما افراد موفق زمانی که همه چیز آن طور که انتظار داشتند پیش نمی رود، برای ادامه کار تلاش می کنند.

افرادی که شخصیت کمال گرا دارند، علاوه بر شادکامی کمتر، دارای سطوح بالاتری از اضطراب و سطوح پایین تری از بهزیستی روانی هستند.

 

کمال‌گراها ترجیح می دهند کاری نکنن به جای اینکه ریسک کنند و مقبولیت‌شان زیر سوال برود

 

ترس از شکست

کمال گراها نسبت به افراد موفق بیشتر از شکست می ترسند. از آنجا که آنها سهام بسیار زیادی را در نتایج قرار می دهند و از چیزی کمتر از کمال ناامید می شوند، شکست به یک چشم انداز ترسناک تبدیل می شود. و از آنجایی که هر چیزی کمتر از کمال به عنوان یک شکست تلقی می شود، شروع به کار جدید را دشوار می کند.

 

به تعویق انداختن می‌تواند برای فرد کمال گرا استرس‌ ایجاد کرده و تهدیدی برای سلامتی او باشد

 

اهمال کاری

به نظر می رسد متناقض است که کمال گرایان مستعد به تعویق انداختن کار باشند، زیرا این ویژگی شخصیتی می تواند برای بهره وری مضر باشد. اما تحقیقات نشان داده است که یک فرد کمال گرا که قادر به تطبیق با موقعیت یا محیط خود نیست – که کمال گرایی ناسازگار نامیده می شود – اغلب مستعد به تعویق انداختن کار است.

 

دلیل این امر این است که کمال گرایان از ترس شکست مانند خود، گاهی چنان نگران انجام کاری ناقص می شوند که بی حرکت می شوند و اصلاً نمی توانند کاری انجام دهند. این به تعویق انداختن می تواند منجر به احساس شکست بیشتر شود و چرخه معیوب و فلج کننده را تداوم بخشد.

 

 

حالت دفاعی

از آنجایی که یک عملکرد کمتر از ایده آل برای کمال گرایان بسیار دردناک و ترسناک است، آنها اغلب به انتقاد سازنده پاسخ تدافعی می دهند. از سوی دیگر، افراد موفق می توانند انتقاد را به عنوان اطلاعات ارزشمندی ببینند که به بهبود عملکرد آینده آنها کمک می کند.

 

 

عزت نفس پایین

افراد با موفقیت بالا تمایل دارند به همان اندازه از عزت نفس بالایی برخوردار باشند. این در مورد کمال گرایان صدق نمی کند. اگرچه تلاش برای کمال گرایی با عزت نفس بالاتر همراه است، اما وقتی فردی با شخصیت کمال گرا خود را انتقادی ارزیابی می کند، در عوض باعث کاهش عزت نفس می شود.

 

کمال گرایان همچنین می توانند به دلیل ماهیت انتقادی و سفتی که دیگران را از خود دور می کند، تنها یا منزوی باشند. این می تواند حتی منجر به عزت نفس پایین تر شود و در نهایت تأثیر جدی بر تصویر فرد از خود و رضایت کلی از زندگی داشته باشد و در عین حال بر روابط آنها نیز تأثیر بگذارد.

 

تفاوت بین سبک زندگی (لایف‌استایل) گذشته و حال

تفاوت کلیدی – سبک زندگی گذشته و حال

اگرچه تفاوت مشخصی بین سبک زندگی گذشته و حال وجود دارد، اما تفاوت بین این دو مفهوم ممکن است بر اساس درآمد، دسترسی به امکانات مدرن، تجهیزات، آموزش و سبک زندگی متفاوت باشد. جوامعی در جهان وجود دارند که به بسیاری از امکانات مدرن و اختراعات تکنولوژیک دسترسی ندارند. بنابراین، تفاوت بین سبک زندگی گذشته و حال می تواند یک موضوع بسیار ذهنی باشد و تفاوت ها در اینجا ممکن است در تجربه افراد مختلف متفاوت باشد.

تفاوت اساسی بین سبک زندگی گذشته و حال در این است که سبک زندگی گذشته را می توان سبک زندگی ساده، سنتی و خانگی با اقتصاد خودکفا و ابزار ساده توصیف کرد. از سوی دیگر، سبک زندگی کنونی پیچیده، کارآمد، راحت و مدرن و به شدت تکنولوژیک است و مبتنی بر اقتصاد تولید حداکثری سود است. پیچیدگی سبک زندگی ممکن است به سطح درآمد، موقعیت جغرافیایی و فرهنگ بستگی داشته باشد.

 

ما می‌توانیم سبک زندگی گذشته و حال را در بسیاری از زمینه‌های مختلف از جمله نگرش‌ها، احساسات مردم و ظرفیت تفکر افراد، عادات غذایی، لباس، مسکن، حمل‌ونقل، استفاده از ابزار و ماشین‌آلات، سیستم آموزشی، اقتصاد و غیره مقایسه و تضادها را شناسایی کنیم.

تفاوت بین سبک زندگی گذشته و حال: 

 

گذشته تو آینده‌ات را می‌سازد بنابراین حواست به افکارت باشد

 

1. از نظر نگرش، احساسات و ظرفیت تفکر

 

نگرش ها و احساسات

 

گذشته

نگرش مردم در گذشته مسالمت آمیزتر بود زیرا آنها هیچ مشکل پیچیده اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی نداشتند. بنابراین، نگرش و احساسات آنها نسبت به امروز بسیار ساده بود.

 

حال

افراد در زمان حال تحصیل کرده‌تر، بازتر و آزادتر در بیان نظرات خود هستند. با پیچیدگی سبک زندگی جدید، نگرش ها و احساسات آنها پیچیده‌تر شده است.

 

ظرفیت تفکر

 

گذشته

اجداد ما باهوش بودند و با وجود کمبود تکنولوژی و ابزارهایی مانند ماشین حساب، کامپیوتر و غیره، از ظرفیت فکری بالایی برخوردار بودند. فناوری که امروزه استفاده می کنیم، نتیجه نوآوری های آنهاست. علاوه بر این، ما هنوز نتوانسته ایم برخی از کارهای آنها را بفهمیم. به عنوان مثال: سازه هایی مانند سیستم های آبیاری باستانی.

 

حال

ظرفیت تفکر مردم بیشتر شده است. حتی فردی که ظرفیت تفکر محدودی دارد این توانایی را دارد که با آموزش، دسترسی به کتاب، مجلات و اینترنت آن را بهبود بخشد.

فناوری مدرن نیز ممکن است تأثیر منفی بر هوش داشته باشد. به عنوان مثال، برخی از افراد بدون تفکر انتقادی از اینترنت برای جستجوی راه حل برای سوال خود استفاده می کنند.

 

2.  از نظر عادات غذایی

 

 

سادگی و سلامتی غذا در گذشته انکارناپذیر است

تغییرات در عادات غذایی

گذشته

قبل از عصر حجر، مردم از میوه ها، برگ ها و هر چیزی که از جنگل می یافتند می خوردند. اما، این عادت به شکار حیوانات، حفظ مواد غذایی و کاشت و پرورش سبزیجات تغییر کرد که در نهایت منجر به کشت محصولات مختلف مانند ذرت، گندم و برنج شد. مردم سالم بودند، به ندرت بیماری داشتند و هرگز نیازی به ورزش اضافی نداشتند، زیرا کار روزانه آنها باعث می شد بدنشان در حال حرکت باشد.

 

حال

در حال حاضر ما کشاورزی را به یک تولید در مقیاس انبوه تبدیل کرده ایم که شامل ماشین آلات، فناوری، سموم دفع آفات و علف کش ها می شود که همگی با انقلاب سبز وارد شدند. با انقلاب سبز، کشاورزی و فرهنگ کشاورزی سنتی وارونه شد. در حال حاضر، کشاورزانی که می توانند با همکاری های چند ملیتی و محصولات گران قیمت، آفت کش ها و انواع دانه های پرمحصول آنها کنار بیایند، به تولید محصولات کشاورزی برای بازار ادامه می دهند. با این حال، کشاورزان سنتی و کم درآمد امروز، به ویژه در کشورهای آسیایی، در وضعیت وخیمی هستند.

 

فست فود یکی دیگر از عوامل مهم در عادات غذایی مدرن است. اگرچه بسیاری از مردم آن را راحت می دانند، اما منجر به بسیاری از بیماری ها می شود. امروزه مردم ناسالم هستند، نیاز به دارو و عملکرد در رژیم های غذایی و دستگاه های ورزشی دارند.

 

تفاوت بین سبک زندگی گذشته و حال :سبک زندگی گذشته مبتنی بر کشاورزی بود.

 

در گذشته اگرچه درآمد مردم کم بود استرس کمتری هم تجربه می‌کردند

3.  از نظر اقتصادی

 

گذشته

با اقتصاد مبتنی بر کشاورزی، مردم کالاها را مبادله کردند.

 

حال

ما امروز به سمت یک اقتصاد صنعتی حرکت می کنیم که با بخش خدمات همکاری می کند. کشاورزی به عنوان یک عامل بقا، این دو بخش را با تامین عرضه مورد نیاز برای تقاضای روزانه آنها در مصرف مواد غذایی، به شیوه ای موفق حفظ می کند.

 

4. از نظر لباس

 

 

گذشته

در گذشته، مردم لباس های ساده از برگ های خشک می پوشیدند. بعداً آنها به آرامی وارد انواع مختلف لباس شدند. با انقلاب صنعتی این وضعیت تغییر کرد. افرادی که مجبور بودند در صنایع کار کنند مجبور بودند خود را بپوشانند تا مطمئن شوند که در معرض مواد شیمیایی یا هر چیز مضر دیگری قرار نخواهند گرفت. بنابراین، لباس های بلند، لباس های پوشیده از بدن کامل وارد جامعه شد. لباس بعداً از نظر مکان زندگی، فرهنگ، قومیت و مذهب شما تغییر کرد. برای مثال، هندی‌ها خود را با سالوار، ساری و غیره می‌پوشانند، در حالی که مردم اروپای غربی با توجه به آب و هوا خود را می‌پوشانند. شورت در مناطق گرم و شلوار جین در مناطق سردسیر معمول بود.

 

حال

جنبه هایی مانند راحتی، روند و استایل به جای آب و هوا یا منطقه ای که در آن زندگی می کنید، در لباس مهم هستند. به عنوان مثال، هندی ها لباس های سنتی خود را در مناسبت ها می پوشند، اما آنها بیشتر به مدهای غربی مانند شلوار جین، شورت، بلوز و تی‌شرت علاقه مند شدند.

 

5.  از نظر آموزش

 

 

گذشته

از نظر تحصیلات در گذشته، افراد به ندرت فرصت داشتند آموزش ببینند. کشاورزان اطمینان حاصل می کردند که فرزندان‌شان می دانند چگونه یک مزرعه را طراحی کنند و کارهای روزانه خود را انجام دهند. با این حال، با گذشت زمان، مردم برای یادگیری به موسسات مذهبی مانند کلیسا، معبد، کوویل و مسجد می رفتند. بعدها با انقلاب صنعتی و وارد شدن کارخانجات و تجهیزات، حتی فرزندان خانواده های کشاورزی نیز برای یادگیری کار با ماشین آلات به شهر فرستاده شدند. سپس بعدها با استعمار، مردم با بهبود دانش شروع به یادگیری زبان و علوم کردند. مهم‌ترین واقعیت این است که همه این تغییرات در آموزش فقط در زندگی مردان اتفاق افتاده است زیرا زنان برای انجام کارهای روزمره مانند جارو کردن، خیاطی، نقاشی، گلدوزی، نظافت و مراقبت از کودکان در خانه مشغول بودند.

 

حال

با وقوع انقلاب ها و اقدامات آزادی خواهانه در سراسر جهان، زنان شروع به مبارزه برای حقوق خود در زمینه های رای، تحصیلی و سیاسی کردند. این مبارزات آزادی پس از چندین مبارزه اعطا شد. امروزه زنان این امکان را دارند که علیرغم مذهب، قومیت و نژادشان تحصیلات خوبی کسب کنند.

 

مردم اکنون به کتاب، مجلات و اینترنت دسترسی دارند و دانش آموزان از نظر آموزش و دسترسی به دانش بسیار پیشرفته هستند. با این حال، همانطور که در ابتدا ذکر شد، استثناهایی برای این امکانات وجود دارد.

 

6. از نظر استفاده از تجهیزات و ماشین آلات

 

گذشته

در گذشته اجداد ما با ابزارهای کوچکی که از استخوان یا چوب حیوانات ساخته می‌شد کار می‌کردند. از حیوانات برای شخم زدن، حمل بار و غیره نیز استفاده می شد.

 

حال

با تکامل، مردم شروع به استفاده از فلزات برای ساختن تجهیزاتی مانند چاقو و ابزارهای دیگر کردند. در حال حاضر، تجهیزات از چندین ماده مانند کربن، فیبر، و به ویژه پلاستیک ساخته می شوند تا وسایل مورد استفاده روزانه را بسازند.

 

امروزه ما از ماشین ها برای انجام کارهای مشابه با تلاش و زمان کمتر استفاده می کنیم. ماشین آلات زندگی را بر روی زمین از نظر کارایی آسان تر کرده اند. با این حال، سلاح ها را می توان به عنوان یک نتیجه منفی از تکامل تجهیزات نامید.

 

7. از نظر حمل و نقل حیوانات در مقابل وسایل نقلیه

 

گذشته

در گذشته مردم از حیواناتی مانند اسب، الاغ و شتر برای سفر از مکانی به مکان دیگر استفاده می کردند.

حال

با پیشرفت تکنولوژی، حمل و نقل بسیار گسترده تر، آسان تر و سریعتر شده است. وسایل نقلیه مختلفی برای سفر در زمین، هوا و آبی وجود دارد.

تفاوت بین سبک زندگی حال و گذشته را می توان در زیر موضوعات مختلفی از جمله نگرش، هوش افراد، غذا، لباس، آموزش، فناوری، مذهب و اعتقادات، مسکن و غیره مورد بحث قرار داد. ، سبک زندگی کنونی پیچیده تر، پیچیده تر و از نظر فناوری پیشرفته تر از سبک زندگی گذشته است.

 

وقتی صحبت از حمل و نقل روی آب می شود، در زمان های قدیم، سفر با کشتی ها زمان زیادی می برد و افراد زیادی به دلیل آب و هوا و شرایط بد کشتی ها جان خود را از دست می دادند. اما امروزه رزمناوهای لوکسی وجود دارند که سوپرمارکت ها، زمین های تنیس، استخرها، خانه ها و غیره را حمل می کنند. بسیاری از مردم برای سفر بین کشورها از هواپیما استفاده می کنند.

 

تفاوت کلیدی – سبک زندگی گذشته در مقابل حال

 

8. از نظر مسکن

 

 

گذشته

در گذشته مردم در غارها و کلبه های گلی و چوبی و … زندگی می کردند و برای ساختن خانه از مواد طبیعی استفاده می کردند.

 

حال

مسکن در چند دهه گذشته از نظر شکل، نحوه ایجاد، اندازه، مکان و هدف و غیره تغییر کرده است. امروزه از مصالحی مانند آجر، سیمان، پلاستیک و هر چیزی در مسکن استفاده می شود. پیشرفت تکنولوژی این آزادی را به انسان داده است که از طبیعت فراتر رفته و خانه های انسانی ایجاد کند.

 

9.  از نظر دین و اعتقادات

 

گذشته

در گذشته مردم با مفاهیم دین، طبیعت، اقتصاد و روستا زندگی می کردند. این مفاهیم همیشه به یکدیگر وابسته بودند. دین تمام زندگی آنها را دیکته کرده است.

 

حال

اما امروز وضعیت تغییر کرده است. مردم آنقدر شلوغ هستند که نمی توانند به دین و اعتقادات خود توجه کنند. پیشرفت علم و فناوری مردم را نیز در اعتبار دین زیر سوال برده است.

​همانطور که در قسمت بالا توضیح داده شد، تفاوت بین سبک زندگی حال و گذشته را می توان در زیر موضوعات مختلفی از جمله نگرش، هوش افراد، غذا، لباس، آموزش، فناوری، مذهب و اعتقادات، مسکن و غیره مورد بحث قرار داد. ، سبک زندگی کنونی پیچیده تر، پیچیده تر و از نظر فناوری پیشرفته تر از سبک زندگی گذشته است.