زندگی به من نشان داد که می توان مردی را از دست نداد و برای همیشه نگه داشت اما بازنده بود …می توان مردی را برای همیشه از دست داد چشمانت پرخون، قلبت شکسته اما برنده باشی…چرا ما را از دست دادن مردها می ترسانند؟ ما که تا اینجا رسیدیم خیلی از دست داده ایم … ما که طوفان های سهمگین را یکی یکی با موفقیت پشت سر گذاشته ایم… ما که از دهها درد جان سالم به در بردیم…ما که دیگر درد نمی کشیم بلکه خود درد شدیم…ما که با هر بار زمین خوردن سریع تر و سرسخت تر بلند شدیم…ما را چه باک که مردها را از دست دهیم… بعضی از مردها را باید شجاعانه و بدون وحشت از دست داد تا آنکه یک مرد لایق پیدا شود …حتی اگر هیچگاه پیدایش نشد اون قلب پرشور و عاشق را باید در کنج خانه پنهان کرد تا هر غریبه ای دستش به قلب پرتلاطم مان نرسد…باید مردهایی که دیگر طالب عشق نیستند و فراز و فرود تنت به آن همه عشق درونت ترجیح می دهند، با دل غمگین و عزادار از دست داد تا دلمان یاد بگید که دیگر دل به هر کسی نسپارد…مردهایی که توان عشق ورزیدن را نشان ضعف زن می دانند، باید به سرعت از دست داد…حتی اگر یک عمر گریست نالید و فریادی تا آسمان شنیده شود…
عشق
یک عمر به خودم گوشزد کردم که هر آدمی چون ادم است ظرفیت محدودی برای پذیرش و دریافت عشق دارد اگر کسی عشق زیاد تو برایش سوتفاهم شد، این مشکل او نیست، بلکه مشکل توست که نتوانستی این تعادل را برقرار کنی. بی پرده بگویم من همیشه ناتوان از ایجاد این تعادل بودم و هستم 😔😔 خلاصه یک روز مشکلم را نزد خدا بردم و گفتم ای کاش عشق را در وجودم نمی گذاشتی تا این همه در حال اندازه گیری نباشم، تا این قدر به زحمت نیفتم… هنوز خدا جوابم را نداده بود که ناگهان خود را خالی از عشق تصور کردم و خیلی زود متوجه شدم بدون عشق در وجودم می میرم …حاضرم کل کائنات مرا طرد کنند و تنهاترین مخلوق شوم اما از عشق تهی نشوم…حاضرم دنیا را با همه زیبایی هایش رها کنم ولی از عشق خالی نشوم. دلهاتون همیشه پر از نور و طراوت عشق❤️
